کاربر گرامی ورود شما را به سایت نجباد دات کام خیر مقدم عرض می نماییم ، جهت استفاده از تمامی امکانات سایت می بایست عضو شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید .    
خوش آمدید به انجمن های نجف آباد خانه | خوانده شده ها را علامت  گذاری کن | نمایش رهبران سایت | رادیو آنلاین | بازی آنلاین | کلوب نجف آباد
نجف آباد


بازگشت   نجف آباد > انجمن های عمومی > مباحث آزاد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع
قدیمی 04-13-2017, 08:34 PM   #1
anoosh
پیشکسوت نجباد
 
anoosh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: در غربت
جنسیت: مرد
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: 6 مرداد
نوشته ها: 8,018
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,020
تشکر شده 30,625 مرتبه در 8,085 پست
امتیازها: 371,109, سطح: 100
امتیازها: 371,109, سطح: 100 امتیازها: 371,109, سطح: 100 امتیازها: 371,109, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 0%, 0 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0% صعود به سطح بالا: 0%
فعالیت: 24%
فعالیت: 24% فعالیت: 24% فعالیت: 24%
anoosh به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض از "رنج" بودا تا "اضطراب درونی" هایدگر


اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی یک جورایی سخته...
یعنی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره.
من بهش میگم اصل بقای سختی. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه ولی نابود نمیشه. برای همین هم توی یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی میخورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون . آدمهای پف کرده، آدمهای بد حال؛ آدمهای روی لبه.
خیلی ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما ها رو اینجوری کرده و قدیمها مردم خوشبختتر بودن. تو بشنو و باور نکن.

حتی هزارها سال پیش شاهزاده ای هندی به نام سیزارتا –یا همون بودا– گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا». هایدگر بهش میگه «اضطراب وجودی».
این ها رو نگفتم که نا امیدت کنم. چیزهای خوب و دلنشین هم توی دنیا کم نیست. می تونی ازشون توی راه کمک بگیری و هر وقت داشتی توی چاه غم فرو می رفتی مثل "رسن" بهشون چنگ بندازی و بیای بیرون. یکی از این طناب ها؛ موسیقیه.
اگه تونستی سازی بزن؛ اگه نتونستی بهش گوش کن. وقتهایی که شادی موسیقی گوش کن و وقتهایی که غمگین بودی بیشتر، و اونجا که از هرحرکتی عاجز موندی؛ برقص. رقصیدن بهترین و مفیدترین کاریه که میتونی برای روحت بکنی. عموما موقع جشن و شادی میرقصن اما تو مثل زوربای یونانی برای رقصیدن منتظر بهانه نمون. هرجا ریتمی شنیدی که میشد باهاش برقصی، خودت رو تکون تکون بده، حتی اگه ریتم چکیدن قطرههای آب از شیروونی باشه. «رقص هم ارتعاش شدن با جریان هستیه».

رقصیدن رو جدی بگیر ولی موقع رقص جدی نباش. بی مهار و بدون ترس از دیده شدن برقص، توی کوچهٔ بنبست، توی آسانسور، توی جمعیت. «برقص، برقص، وگرنه گم خواهی شد». شایدم کم بیاری.
راستی اگه صدای خوبی داشتی موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخون، اما اگه نداشتی هم مهم نیست، همیشه توی حموم و زیر دوش میتونی برای خودت بخونی.
چیز دیگه ای که میتونی بخونی کتابه. خوندن بهت کمک میکنه زندگیهای دیگه ای رو که هیچ وقت نمیتونستی تجربه کنی رو تجربه کنی. فیلم هم همین کار رو توی یک ابعاد دیگه ای میکنه اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالاتر از فیلمه چون قوهٔ تخیلت رو به کار میگیره؛ و روند ذهنیت و عمیق تریه.
تا میتونی بخون. وسط کتابهات حتما چند صفحه هم در مورد ستاره ها و کهکشانها بگذار چون کمکت میکنه که ابعاد چیزها رو بهتر درک کنی و یادت نره که توی کل هستی کجا وایسادی. برای همین قدیمها بیشتر فیلسوفها ستاره شناس هم بودن. شاید نخوای یا نتونی منجم بشی، ولی همیشه میتونی وقتهایی که غمگینی به آسمون نگاه کنی و ببینی که غمهات در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچیکه.

طنابهای دیگه ای هم هست؛ چیزهایی مثل نقاشی کردن، کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویه های جدید، سفر کردن، حرکت. ما برای نشستن خلق نشدیم. صندلی یکی از خطرناکترین اختراعات بشریه. به جای نشستن قدم بزن؛ بدو؛ شنا کن...
اگر مجبور شدی بشینی؛ برای خودت همنشین هایی پیدا کن و از مصاحبتشون لذت ببر. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسون نیست اما اگه دوست خوبی باشی؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورت جمع خواهند شد. در ضمن، دایرهٔ دوستات رو به آدمها محدود نکن. تو میتونی تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشی؛ گلها، علفها، ماهیها، پرنده ها، و بله حتی گربه ها. حیوونها گاهی حتی از آدمها هم دوستهای بهتری هستن.
توی زندگی چاه غم زیاده ولی طناب هم هست؛ سر رسن رو ول نکن. اما مراقب باش که به طناب های پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی موفقیت، آویزون نشی چون از توی چاه بیرونت نمیاره و بدتر ولت می کنه ته چاه.
بگرد و طنابهای خودت رو پیدا کن و اگه نتونستی پیداش کنی؛ «ببافش».
آدمهای انگشت شماری طناب بافی رو بلدن.

دانشمند ها، کاشف ها، مربی های فوتبال، کمدین ها، و هنرمندها همه طناب باف هستن و طنابهایی رو بافتن که آدمهای دیگه هم می تونن سرش رو بگیرن و باهاش از توی چاه بیرون بیان. اگه ما امروز از سیاه سرفه نمی میریم برای اینه که طنابی رو گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته، سمفونی شماره پنج طنابیه که بتهوون با نتها به هم پیوند زده، صد سال تنهایی طنابیه که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته.
بیشتر طنابها رو یک روزی کسی که شاید ته چاه زندونی بوده بافته، مولانا در دفتر پنجم میگه آه کردم؛ چون رسن شد آه من؛ گشت آویزان رسن در چاه من؛ آن رسن بگرفتم و بیرون شدم؛ چاق و زفت و فربه و گلگون شدم. کسی چه می دونه؛
شاید یک روز تو هم طناب خودت رو بافتی...
__________________
...
anoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 6 کاربر تشکر کردند از anoosh برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 04-13-2017, 08:48 PM   #2
nima s
پیشکسوت نجباد
 
nima s آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
محل سکونت: جايي نزديك شیطان
جنسیت: مرد
نوشته ها: 3,251
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 17,831
تشکر شده 16,876 مرتبه در 3,842 پست
امتیازها: 77,067, سطح: 100
امتیازها: 77,067, سطح: 100 امتیازها: 77,067, سطح: 100 امتیازها: 77,067, سطح: 100
صعود به سطح بالا: 24%, 22,933 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 24% صعود به سطح بالا: 24% صعود به سطح بالا: 24%
فعالیت: 10%
فعالیت: 10% فعالیت: 10% فعالیت: 10%
پیش فرض

دمت گرم بعد مدت ها مطلبی خوندم که بدلم نشست
دمت گرم
__________________
هواتو کردم , منه حیرون تو این روزا هواتو کردم ,
هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری ,
میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم
nima s آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 کاربر تشکر کردند از nima s برای ارسال پست مفیدش :
قدیمی 04-17-2017, 01:58 PM   #3
shaghayegh
کاربر
 
shaghayegh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2012
سن: 26
جنسیت: زن
وضعیت تاهل: مجرد
نوشته ها: 113
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 892
تشکر شده 628 مرتبه در 141 پست
امتیازها: 3,812, سطح: 39
امتیازها: 3,812, سطح: 39 امتیازها: 3,812, سطح: 39 امتیازها: 3,812, سطح: 39
صعود به سطح بالا: 8%, 138 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 8% صعود به سطح بالا: 8% صعود به سطح بالا: 8%
فعالیت: 4%
فعالیت: 4% فعالیت: 4% فعالیت: 4%
پیش فرض

وقتی از آستانهء پنجاه سالگیم گذشت. فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود. هرچه برایم ارزش بود کم ارزش شد. هرچه رِشتَم فهمیدم حتی پنبه نبودند. حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند نداشتم. حالا میفهمم دستاوردهایم هَم اَرز یا معادل چیزهایی که در مسیر ِ به دست آوردن ِ همان دست آوردها از دست دادم نیستند.

حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده، نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِجمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند. حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناختههای ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند. حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.

یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند. در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند. به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند
سیمین عطار
shaghayegh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 کاربر تشکر کردند از shaghayegh برای ارسال پست مفیدش :
پاسخ

برچسب ها
هایدگر, از, اضطراب درونی, بودا, تا, رنج


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه کاربرانی که از این موضوع دیدن کرده اند : 7
anoosh, Golchehr, mehdi, nima s, sara.r, shaghayegh, شازده کوچولو
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML فعال است

انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بودا و زن بدکاره Golchehr خانه و خانواده 1 10-16-2011 01:25 PM


اکنون ساعت 01:31 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.

کاری از گروه سایت های نجف آباد

 


از اینجا قالب خود را انتخاب کنید

 
با مرورگر نجباد
نجباد را مرور کنید
دریافت نسخه 2.1