کاربر گرامی ورود شما را به سایت نجباد دات کام خیر مقدم عرض می نماییم ، جهت استفاده از تمامی امکانات سایت می بایست عضو شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید .    
خوش آمدید به انجمن های نجف آباد خانه | خوانده شده ها را علامت  گذاری کن | نمایش رهبران سایت | رادیو آنلاین | بازی آنلاین | کلوب نجف آباد
نجف آباد


بازگشت   نجف آباد > انجمن های عمومی > انجمن های مذهبی > اشعار و متون مذهبی

پاسخ
 
ابزارهای موضوع
قدیمی 05-19-2015, 04:55 PM   #1
توانا بود هر که دانا بود
کاربر
 
تاریخ عضویت: May 2015
محل سکونت: دامنه کوه نکی
جنسیت: مرد
شهرت: دلاور
وضعیت تاهل: مجرد
متولد: برج دلو
نوشته ها: 116
بازیکن برتر در بازی های:
تعداد تشکر ها از سایرین: 83
تشکر شده 246 مرتبه در 109 پست
امتیازها: 3,584, سطح: 37
امتیازها: 3,584, سطح: 37 امتیازها: 3,584, سطح: 37 امتیازها: 3,584, سطح: 37
صعود به سطح بالا: 56%, 66 امتیاز نیازدارید
صعود به سطح بالا: 56% صعود به سطح بالا: 56% صعود به سطح بالا: 56%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
پیش فرض غزلی از دیوان شمس

بررسی غزلی از دیوان شمس: چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن

این نگاهی دیگرگونه به غزلی دیگر گونه است؛ جا نماز آب کشیدن نیست. نه من خوبش را به خودم گرفته ام، و نه شما بدش را به خودتان بگیریید!
چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن
بسی صنعت نمی باید پریشان را فریبیدن
بدریدی همه هامون ز نقش لیلی و مجنون
ولی چشمش نمی خواهد گرانجان را فریبیدن
نمی آید دریغ او را چو دریا گوهرافشانی
ولیکن تو روا داری بدین آن را فریبیدن
معلم خانه ی چشمش چه رسم آورد در عالم
طمع افتاد موران را سلیمان را فریبیدن
دلم بدرید زاندیشه شکسته گشت چون شیشه
که عقل از چه طمع دارد نهان دان را فریبیدن
برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی
که بشنیدند کو خواهد ملیحان را فریبیدن
هر اندیشه که بر جو شد روان گردد پی صیدی
نمک ها را هوس چه بود نمکدان را فریبیدن
پلیدی را بیاموزد برآب پاک افزودن
کلیدی را بیاموزد کلیدان را فریبیدن
چه لونالون می داند شکنجه کردن آن قاهر
چه رغبت دارد آن آتش سپندان را فریبیدن

می خواهم با پای استدلال به سمت این غزل از دیوان شمس بروم و در آن گردش کنم. گرچه می دانم مولانا در مثنوی این نوع پا را چوبین دانسته است، پای چوبینی را که با آن سالم تر می شود راه رفت به پای سالم آنهایی که از لانگ جان سیلور برای رسیدن به جزیره ی گنج طمعکارترند ترجیح می دهم.
غزل با این پرسش شروع می شود که مسلمان چرا تلاش می کند مسلمان دیگری را بفریبد. به نظر من طرح سؤال مولوی به این دلیل است که خودِ او با استدلالی شبیه به شیوه ی استدلالی این بررسی به جوابی رسیده بود شبیه به جواب من. روش استدلال من این است:
اگر من مسلمان باشم و تو هم مسلمان باشی، من و تو با هم مساوی می شویم، چون مسلمان مساوی ست با مسلمان. بنابراین، اگر من تو را بفریبم و تو مرا بفریبی، نتیجه این می شود که من من را فریب داده ام و تو تو را فریب داده ای.

مسلمان=مسلمان
منِ مسلمان=تویِ مسلمان
پس،
من=تو
پس،
من تو را می فریبم=من من را می فریبم.
تو من را می فریبی=تو تو را می فریبی.

از سوی دیگر، چون ما ادعا می کنیم که مسلمانی ما فقط برای این نیست که به یکدیگر نشان بدهیم که مسلمانیم و همه چیزمان لِله و برای خداست و مثلاً از ته دل می خوانیم و می گوییم: «انَّ صلاتی و نُسُکی و محیای و مماتی لِله ربِّ العالمین(انعام / 162)» پس، با فریب دادن چه خودمان و چه دیگری در حقیقت داریم به گونه ای خدا را فریب می دهیم. مگر می شود؟ چرا که نشود! آنچه انسان را کند روبه مزاج، احتیاج است، احتیاج است، احتیاج! شما فکر می کنید مولوی از مسلمان فریبی مسلمانان نمی خواست به این نتیجه برسد که مسلمان های بی عقل و مذبذب فکر می کنند خدا را می توانند فریب بدهند؟ بررسی از من، قضاوت از شما:

چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن
بسی صنعت نمی باید پریشان را فریبیدن
پریشان بودن مسلمان یعنی لِله بودنش. مسلمان پریشان آن کسی است که ارقام دنیا را نمی شمارد و همه ی حواسش پیش اوست. کسی که زمین را نگاه نمی کند راحت می توان زیر پایش را خالی کرد. تعجب مولوی از این است که مسلمانی که پریشانِ اوست هرگز حواسش آن قدر جمع دنیا نمی شود که بخواهد و بتواند مسلمان پریشان دیگری را برای لقمه ای بیش تر و بزرگ تر فریب بدهد. از حرفش پیداست که می خواهد بگوید چنین کسی در باطن مسلمان نیست. برای نامسلمان یا مسلمان دروغین فریب دادن مسلمان پریشان کاری ندارد. جلو زدن از آدمی که در مسابقه ی دنیاطلبی شرکت نکرده نه زرنگی می خواهد و نه هنر. مسلمان یا تسلیم اوست، و یا تسلیم دنیا. یا سلامتی را از او می خواهد، یا از غیر او.

بدریدی همه هامون ز نقش لیلی و مجنون
ولی چشمش نمی خواهد گرانجان را فریبیدن
آدمی که مقاومت و صبرش زیاد است با دیدن تمثالی شبیه به او درجا تسلیم نمی شود. خود را فریب نمی دهد که، بله! این همان است! آدم شکیبا نمی گذارد چشمش او را با ظاهر نقشی بفریبد. انتظار را برای همین گذاشته اند. می ماند تا آن که نقش نیست و اصل است بیاید.
نمی آید دریغ او را چو دریا گوهرافشانی
ولیکن تو روا داری بدین آن را فریبیدن
این اویی که مانند دریا گوهرافشان است آن خدایی است که همه ی نعمت ها از اوست. حالا، به نظر شما عیب و ساده لوحی نیست که کسی ابلهانه بخواهد یک خروار اعمال تقلبی را که گوهر بدلی است به گوهرساز و گوهرشناس قالب کند؟

معلم خانه ی چشمش چه رسم آورد در عالم
طمع افتاد موران را سلیمان را فریبیدن
چشم کوچک مورچه که با کوچکی اش می تواند مکتب عبرت باشد، با چه تجربه و چه حسابی، فکر کرد که می تواند چشمان عبرت آموز سلیمان را فریب بدهد؟ مورچه در چشمان سلیمان چه دید که به اینجا رسید که می تواند سلیمان را فریب بدهد بی آنکه او متوجه شود؟ تازه، اگر سلیمان وانمود کند که متوجه فریب او نشده است از بزرگواری اش است. مسلمان از خدا چه دید که فکر کرد می تواند او را فریب دهد؟ شاید لطف و رحمت و مغفرتش را!

دلم بدرید زاندیشه شکسته گشت چون شیشه
که عقل از چه طمع دارد نهان دان را فریبیدن
نهان دان غیر از خدا چه کس دیگری می تواند باشد؟ منظور از اندیشه در اینجا آن کسی است که مدعی اندیشمندی ست، ولی عقل را در خدمت خود و برای تقلب استفاده می کند. دل شکستگی شاعر از این است که عقل که خود بهترین نعمت است چه گونه برای رفع نیازهای پست تر خود به کار پستی مانند فریب متوسل می شود؟ کسی که از نهان دان غافل است با چه عقلی به این نتیجه رسیده که نهان دان ممکن است از نیت او غافل باشد؟

برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی
که بشنیدند کو خواهد ملیحان را فریبیدن
سر و ته دنیا را صیقل هم بزنیم چه قدر می ارزد؟ برای کسی که می داند هنگام مرگ چیزی از آن را با خود نمی برد هیچ. برای کسی که صیقلی تر از خودِ دنیاست نیز هیچ. ملیح به مرد خوش سخن و خوش چهره می گویند. عالم با همه ی زیبایی و صیقل کاری اش باز جز انباری خرت و پرت و فضولاتِ زیاده از مصرف آدم ها نیست. کجا عقل می گوید که مرد خوش سیما عاشق چنین زشتی می شود و عروس دنیا را به عقد خود درمی آورد؟ مسلمانِ بی دروغ و بی کلک همان مرد خوش سیما و خوش چهره ای ست که فریب ظواهر را نمی خورد.

هر اندیشه که بر جو شد روان گردد پی صیدی
نمک ها را هوس چه بود نمکدان را فریبیدن
هر صاحب عقلی که لب رودی نشسته باشد همه خواهند گفت که دنبال صیدی آنجاست. با دیدن آدمی که لب رودخانه نشسته است کسی به این نتیجه می رسد که می خواهد ماست در آن بریزد تا دوغ درست کند. اندیشه ای که دنبال دنیاست خودش خودش را لو می دهد. آدم از بوی دهنش این را تشخیص می دهد؛ «بوی کبر و بوی حرص و بوی آز / در سخن گفتن بیاید چون پیاز.» نمک چرا باید بخواهد نمکدان را بفریبد؟ نمک اگر نمک است جایش نمکدان است. مسلمان اگر مسلمان است جایش سالم است و پیش کسی است که سلامتی اش را می خواهد.

پلیدی را بیاموزد برآب پاک افزودن
کلیدی را بیاموزد کلیدان را فریبیدن
مسلمانی یعنی آب پاک. چه لزومی دارد کسی بخواهد به این آب پاک فریب ناپاک را بیفزاید؟ کلید اگر درست باشد قفل خودش را باز می کند. چرا باید آدم کلیدی را که به قفلی نمی خورد به زور در آن فرو کند و خیال کند می تواند آن را باز کند.این فریب آن قفل نیست، خودفریبی است. اینجا فقط شاه است که شاه کلید دارد. بیچاره کسی که اسمش را مسلمان گذاشته و نمی داند:

«لَهُ مقالیدُالسَّماوات و الارض یبسط الرزق لِمَن یشآءُ و یقدِر انَّهُ بکل شیءٍ علیم(شوری / 12) کلید آسمان ها و زمین از آنِ اوست، به هر که بخواهد رزق وسیع می دهد و برای هر که بخواهد آن را سخت می کند. او به هر چیز آگاه است.

چه لونالون می داند شکنجه کردن آن قاهر
چه رغبت دارد آن آتش سپندان را فریبیدن
قاهر مقصود خداست. اگر خدا بخواهد به چندین مکر می تواند این مکارها را بیازارد. ولی خدا چنین نمی کند. این فریبکاران خود مانند سپند خود را سزاوار آتش می کنند؛ وگرنه آتش برای سوزاندن اسپند نیازی به فریب دادن آن ندارد، همان طور که لازم نیست چیزی را که سپند نیست با فریب به جای سپند بسوزاند. اسپند بودن یعنی سوختن. مسلمان باش تا نسوزی.
منتظر بررسی غزلی دیگر از دیوان شمس باشید که در آن مولوی از زبان خدا با بندگانش سخن می گوید.



توانا بود هر که دانا بود آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 کاربر تشکر کردند از توانا بود هر که دانا بود برای ارسال پست مفیدش :
پاسخ

برچسب ها
از, دیوان, شمس, غزلی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(نمایش همه کاربرانی که از این موضوع دیدن کرده اند : 8
Ali.kp, amour, nima s, sara.r, مری گلی, هاشم
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML فعال است

انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
فایل صوتی لاریجانی در جواب احمدی نژاد kazemi مباحث آزاد 5 02-05-2013 02:40 PM
شاعران تاریخ ایران anoosh شعر و داستان 1 10-16-2012 09:56 PM
دیوان امام خمینی زیر تیغ سانسور!!! E.K.H اخبار داخلی 4 08-22-2011 11:50 PM
دانلود دیوان کامل حافظ ‎(صوتی) E.K.H شعر و داستان 2 11-05-2010 04:19 PM


اکنون ساعت 05:57 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
Powered by vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.

کاری از گروه سایت های نجف آباد

 


از اینجا قالب خود را انتخاب کنید

 
با مرورگر نجباد
نجباد را مرور کنید
دریافت نسخه 2.1